دوستت دارم مریم . . .

چرا به سردی از هم می گذرند آدمها
بدون چرا از هم فرا ر می کنند آدمها
این همه بی وفایی را از کجا آورده اند
آیا اینها را به ارث برده اند آدمها
آنها که بی وفایی را پیشه کرده اند
چرا خدا را در نظر نمی گیرند آدمها
بی وفایی را چه معنا کنم مانده ام
اما جواب این را خوب می دانند آدمها
بی وفایی به من یاد داده است
وفادار باشم در میان این آدمها
هر چند بی وفایی دلم را شکسته
اما بی وفا نبودم در میان آدمها
هر چند زندگی را بی وفا معنا کنند
بخدا بی وفا جا ندارد در میان آدمها
می روم اما یادتان باشد شما
معنا کنید بی وفا را در میان آدمها

مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
این وزن آواز من است
اگر مرا بسیار دوست بداری
شاید حس تو صادقانه نباشد
کمتر دوستم بدار
تا عشقت ناگهان به پایان نرسد
من به کم هم قانعم
واگر عشق تو اندک ،اما صادقانه باشد
من راضی ام
دوستی پایداراز هر چیزی بالاتر است
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته با ش
این وزن آواز من است
بگو تا زمانی که زنده ای،دوستم داری!
ومن تمام عشق خود را به تو پیشکش می کنم
خیلی دوستت دارم
حتی اگه اصلا منو دوست نداشته باشی

تمام روياهايش لبخند توست
باور کن گلایه ای از تو نیست،تو خوبتر از آنی که گلایه ای از تو باشد،
گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است که ذره ذره فرو می ریزند
و اینک احساس میکنم جز ویرانه ای از من باقی نیست که اگر اندکی
امید در من زنده شد به یُمن قدم تو بود،باور کن ،به جان تو سوگند از تو
گلایه ای نیست ...............

تقدیم به مریم نازم
|