بعداز ظهر روزی دور....
نه...!!!!!
زیاد هم دور نیست....
همین نزدیکی هاست....
همین دیروز ...
24/10/1384
بعد از ظهر خاطره...
این سرآغازی شد برای ...
3 سال
36 ماه
144 هفته
1095 روز
26280 ساعت
1576800 دقیقه
94608000 ثانیه
*** بودن و نبودن ***
**گریه و خنده**
*شادی و غصه*
تا به امشب ...
24/10/1387
کمی سرد تر و برفی تر از اون شب برسد....
و امشب
من & تو
شب تولدمٍان اینجاست...
جایی که بعد از گذشت روزها
هنوز هم همان غربت همیشگی را دارد....
اما عمیق تر ...
و من ...
اینجا ...
دنبال نابودیٍ غربت دلم ،سمت فردا پیش می روم ...
و تو ...
برایم غریبانه ترین خاطرات زندگیم را تداعی می کنی ...
اما من ...
برای شادمانی تو
مریم ای زیبای شرقی
و برای آرزوهایت
شمع روشن کرده ام ...
و امروز ، دیروزمان
چقدر زود دیر شد....!!!
مریمم
یادته اون روز.....؟
دم غروب ....؟
یادته چه حالی داشتی....؟
آآآآآآه ...
می دونستی....
می دونستی در این لحظه
دفتری رو باز می کنیم که
قراره...
خط خطی بشه....!!!
از حرفای هم....
درد و دلای هم...
از شادی هامون ، غما مون...
می دونستی این دفتر خط خطی
یادگار لحظه هامونه...
لحظه های...
بی هم و با هم ...
مریمم
یادته..؟؟
شبهای تاریک و بی رحمی که
در پی قتل روزامون بودن ...
یادته اون لحظه که
دلم شکست ...
اون لحظه که تنها شدیم...
مریم یادته...
اون روزای قشنگمون یادته...
مریمم
بیا و به درد دلم گوش کن
شعله کهنه دلتنگی رو خاموش کن
روزای قشنگمون یکی یکی رفت که رفت
واسه ما اون خاطرات رفت که رفت
یادته اون سکه ها،فواره ها،بادبادکا
دنیای کوچیکمون میون تور و پولکا
تو حیاط
عطر خوش اون شاخه یاس یادته
مریمم
تابستونا گوشواره گیلاس یادته
من و تو
همیشه خوش باور و رویایی بودیم
ماه پیشونی بودیم،پری دریایی بودیم
مریمم
چی اومد به روز ما ...
اینجوری دلگیر شدیم
من و تو
عروسک،بازی تقدیر شدیم
حیف که هیچکدوم از اون افسانه ها راست نبود
توی زندگی با ما هیچ کسی رو راست نبود
مریمم
یادته اون سکه ها،فواره ها،بادبادکا
دنیای کوچیکمون میون تور و پولکا
اما
مریمم
حالا ...
که هم اون شبهای تاریک و بی رحم
هم اون روزای سرد و گرم ...
مقهور خواست دل ما شدند...
بیا یک بار دیگر
به یاد روز تولد عشق
به اون روز بر گردیم و
یک صدا بگیم...
ما...
من و تو
قانون دنیا رو شکستیم....!!!
من و تو
هنوز هم پیش همیم...
من و تو
رو دل سنگ آدما نوشتیم :
آدما
می شود از دور هم دوست داشت ...
میتوان بدون داشتن هم دوست داشت
*میشود ساده تر هم دوست داشت*
دور از هیاهوی خواستن...
دور از هیاهوی داشتن ...
دور از هیاهوی خواستن و نداشتن ...
دور از ترس نرسیدن ...
دور از هیاهوی رسیدن و
بعد تلاش برای ماندن تا همیشه!!!
*می توان از دور هم دوست داشت*
دور از هراس از دست دادن ...
دور از هراس تنها ماندن ناگهانی ...
حتی دور از او که خواستنی ست ...
*می توان از دور هم دوست داشت *
آدما
باور کنین ...
بدون خواستن و رسیدن هم میشود ...
بدون خواستن،بدون رسیدن،بدون ماندن ...
حتی بدون او ...
*می توان از دور تا همیشه دوست داشت*
** مریم **
تو ای بانوی آرزوها
عاشقانه دوستت دارم